خداحــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــافظ
سلام و خداحافظ .
یک سال دور هم با غم هم غمگین شدیم و با شادی هم شاد . البته یک سال کامل نشد 29 شهریور تولد یک سالگی وبلاگه که میخواستم جشن بگیرم و این حرفا که نشد .
من میرم .
شاید برگردم با همین وبلاگ ، شاید یه وبلاگ جدید بزنم و شایدم دیگه اصلا با وبلاگ نوشتن کاری نداشته باشم .
البته گاه گاهی میام و به وبلاگاتون سر میزنم .
فقط یه چیزی ازتون میخوام دوست دارم از ته قلبتون انجام بدین .
برام دعا کنید . دعا کنید خلق و خوم عوض شه . ازتون خواهش میکنم . هم خودم دارم عذاب میکشم هم مامان و بابام و هم اطرافیانم . دوست دارم دعاتون این باشه :
" خدایا یا آدمش کن یا هر چه زودتر از این دنیا خلاصش کن " .
از همه تون ممنونم که تو این 11 ماه و 18 روز با من و این وبلاگ عتیقه ی مزخرفم بودین .
همه تون رو دوست دارم . با همه تون خیلی حال کردم .
میخواستم برای رومینای عزیزم هم یه جشن تولد بگیرم . تولدش رو که یه روز قبل از تولد وبلاگه بهش تبریک میگم . میدونم از دستم ناراحته ولی امیدوارم من رو ببخشه .
دیگه پر حرفی نمیکنم .
همه تون رو به خدا سپردم .
دعا یادتون نره .
یا علی .
خداحــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــافظ .

یاسمن عزیز ، زیباترین روز ، روزیست که جهان وجود پر مهرت را حس کرد ، کدامین شاخه گل زیبا را به خاطر تولدت تقدیمت کنم که وجود نازنینت عطر تمام گل هاست .








